عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
246
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
رسولش هر دو بيزارند . پس عرب باديه نشين گفت : خدا و رسولش راست مىگويند . » « 1 » . بنابر اين براى ما روشن مىشود كه سلامت قرآن از خطاى نحوى ، مقياسى براى ردّ يا قبول قرائت از همان روزگار نخست بوده است . اين معيار محل بحث و مناقشه بين اصحاب رسول خدا [ ص ] و تابعين نبوده است بلكه در روزگارشان تنها معيار مطلق بوده است اگر براى آنها ممكن بود كه در پاى بندى به رسم الخط يا اخذ يا ردّ قرائت ، به خاطر واحد بودن روايتش ، اختلاف داشته باشند ولى امكان آن نبوده كه در ردّ آنچه كه با قواعد عربى مخالفت داشته است ، اختلاف ورزند زيرا قواعد عربى كه در ذوقشان به آن عادت كرده بودند ، نشانهاى است كه به رسم الخط يا روايتى ، مستند نيست . بدون شك نخستين تلاشها در وضع علم نحو براى كمك به موالى به طور خاص و عربها به طور عام در ضبط درست تلفظ قرآن بوده است هر چند كه روايتها و داستهايى در خصوص آغاز اين علم آمده است « 2 » . با اين همه ، با گذشت زمان و پيدايش مكاتب نحوى در بصره ، كوفه و ديگر مراكز فرهنگى عربى - اسلامى ، تغييرى در نگرش به معيار هماهنگى با قواعد عربى رخ نمود ، به طورى كه نحويان ، وجوه قرائتى روايت شده از سوى قاريان را به خاطر مخالفت با قواعد نحوىاى كه وضع كرده بودند ، در اشتباه مىديدند و قاريان هم نحويان را به مسخره مىگرفتند و منزلت قواعد نحوى را پايين مىآوردند چه اين قواعد نمىتواند در برابر آنچه كه از روايت صحيح ثبت شده ، حجت باشد در خصوص اين اختلافها ، مثالهاى فراوانى وجود دارد كه مشهورترين اين مثالها مربوط به قرائت ابو عمرو بن علاء در ( الى بارئكم ) ( به سكون ) است كه قاريان اين گونه روايت كردهاند ولى به نظر نحويان ، قرائت ابو عمرو به اختلاس است « 3 » ( 2 ) .
--> ( 1 ) الهذلى ، الكامل فى القراءات ، بخش پنجم ، كتاب الامالة ، قفطى آورده است كه اين حادثه در روزگار زياد بوده است ( على بن يوسف القفطى ، انباه الرواة على انباه النحاة ، ج 1 ، ص 5 ) . ( 2 ) على بن يوسف القفطى ، انباه الرّواة على انباه النحاة ، ج 1 ، صص 4 - 24 . ( 3 ) ر . ك : عبد الصبور شاهين ، اثر القراءات فى الاصوات و النحو العربى ، ابو عمرو بن العلاء ، فصول 2 ، 3 و 4 از بخش چهارم .